• امروز : شنبه - ۹ اسفند - ۱۴۰۴
  • برابر با : 12 - رمضان - 1447
  • برابر با : Saturday - 28 February - 2026
2
سی ان ان

گزینه‌های محدود ترامپ در قبال ایران؛ میان دیپلماسی شکننده و خطر جنگی پرهزینه

  • کد خبر : 14456
  • ۰۸ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۰:۲۷
گزینه‌های محدود ترامپ در قبال ایران؛ میان دیپلماسی شکننده و خطر جنگی پرهزینه
مقامات پنتاگون نیز — در قالب درز اطلاعات به رسانه‌ها — نسبت به کمبود مهمات و منابع برای یک کارزار گسترده هشدار داده‌اند.

پس از پایان سومین دور مذاکرات ژنو و هم‌زمان با بزرگ‌ترین آرایش نظامی آمریکا در منطقه از سال ۲۰۰۳، دولت دونالد ترامپ با دو راهی دشواری روبه‌روست: دستیابی سریع به توافقی هسته‌ای یا ورود به درگیری‌ای که نه آمادگی سیاسی آن فراهم شده و نه تضمینی برای موفقیت نظامی آن وجود دارد.

به گزارش نوفه،، سی ان ان در تحلیلی نوشت: در حالی که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، تلاش می‌کند گزینه‌های خود در قبال ایران را باز نگه دارد، به‌نظر می‌رسد این گزینه‌ها در حال محدودتر شدن هستند.

پس از پایان سومین دور مذاکرات در ژنو که ظاهراً با توافق بر سر برگزاری نشستی دیگر در «سطح فنی» در وین طی هفته آینده همراه بود، کاخ سفید باید ارزیابی کند که آیا دیپلماسی تازه‌احیاشده‌اش به نتیجه خواهد رسید یا ناگزیر باید به گام بسیار غیرقابل پیش‌بینی و احتمالاً خشنِ جنگ تن دهد.

از نظر نظامی، پیام‌های آمریکا روشن است. این احتمالاً بزرگ‌ترین تجمع توان هوایی و دریایی آمریکا در منطقه از زمان حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ به این سو است. برخی هواپیماهای سوخت‌رسان و هواپیماهای تهاجمی زمینی A-10 در معرض دید گردشگرانی قرار دارند که در فرودگاه‌های غیرنظامی اسرائیل و کرت فرود می‌آیند. این نمایش ظریف نیست و هدف آن اطمینان از این است که تهران ببیند ترامپ جدی است و صبر محدود او برای دستیابی به نتیجه‌ای از مسیر مذاکره، با نیروی قابل توجهی پشتیبانی می‌شود. اما این امر به رئیس‌جمهور آمریکا قدرت مطلق ناگهانی نمی‌بخشد.

ایالات متحده ابتدا دیپلماسی را برگزیده است. این موضوع اهمیت دارد، چرا که بمباران‌های قبلی تأسیسات هسته‌ای ایران آشکارا نتوانسته‌اند مسئله را حل کنند، صرف‌نظر از ادعای ترامپ در سال گذشته مبنی بر اینکه برنامه هسته‌ای «نابود شده» است. ترامپ ظاهراً معتقد است ایران در پی دستیابی به سلاح هسته‌ای است، با وجود اعلام‌های تکذیب آن از سوی رهبر جمهوری اسلامی، آیت‌الله علی خامنه‌ای، و همچنین ارزیابی جامعه اطلاعاتی آمریکا در سال گذشته.

مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، روز چهارشنبه گفت تصور نمی‌کند ایرانی‌ها در حال حاضر مشغول غنی‌سازی اورانیوم باشند، اما «می‌توان دید که آن‌ها همواره در تلاش برای بازسازی بخش‌هایی از» برنامه خود هستند. اگر کاخ سفید معتقد بود نیروهای آمریکایی می‌توانند آنچه از این برنامه باقی مانده را با بمباران از میان ببرند، احتمالاً بدون اعلام عمومی برنامه‌ها، آن گزینه را به‌سرعت دنبال می‌کرد — یا از اسرائیل می‌خواست چنین کند. در عوض، دولت احتمالاً بر این باور است که یک راه‌حل دیپلماتیک بهتر می‌تواند اهدافش را محقق سازد: ایرانی قابل راستی‌آزمایی بدون سلاح هسته‌ای و پذیرش بازرسی‌های غیرنظامی همانند گذشته.

ایران نشان داده در به تعویق انداختن و پیچیده‌سازی مذاکرات مهارت دارد. ورود «ناوگان» ترامپ ممکن است محاسبات تهران را تغییر دهد و توافق را سریع‌تر رقم بزند. اما موضع آمریکا نیز پیچیده است. هنوز کاملاً روشن نیست خطوط قرمز واشنگتن کجاست. آیا آمریکا صرفاً خواهان نبود سلاح هسته‌ای است یا توقف کامل غنی‌سازی اورانیوم را می‌خواهد؟ سخنرانی سالانه ترامپ در کنگره صراحتاً خواستار پایان غنی‌سازی نشد و به‌نظر می‌رسد مقامات او به‌طور پراکنده به رسانه‌ها گفته‌اند ممکن است «غنی‌سازی نمادین» ایران، احتمالاً صرفاً برای اهداف پزشکی، را بپذیرند.

آیا توافق باید شامل محدودیت‌هایی بر برد موشک‌های ایران نیز باشد؛ موشک‌هایی که ترامپ به‌اشتباه مدعی شد ممکن است به‌زودی قادر به هدف قرار دادن آمریکا باشند؟ آیا ایران باید همچنین موافقت کند فعالیت نیروهای نیابتی خود در منطقه را مهار کند — نیروهایی که در پی اقدامات نظامی اخیر اسرائیل و آمریکا و سقوط رژیم اسد در سوریه در اواخر ۲۰۲۴، به‌شدت تضعیف شده‌اند؟

شاید برای ترامپ سودمند باشد که ایرانی‌ها را در ابهام نگه دارد که برای بازگرداندن ناوگان، چه میزان باید امتیاز بدهند. یک توافق سریع ممکن است: توافق سال ۲۰۱۵ دوران اوباما چارچوب و زیرساخت‌های بازرسی را فراهم کرده است. تیم‌های مذاکره‌کننده لازم نیست چرخ را از نو اختراع کنند — شاید امتیازی برای نماینده آمریکا، استیو ویتکاف، که پیش‌تر به‌دلیل ضعف در تسلط بر جزئیات مذاکرات اوکراین مورد انتقاد قرار گرفته بود. امتیاز دیگر برای ویتکاف حضور دو ناو هواپیمابر در پس‌زمینه است که قطعاً فوریتی ایجاد می‌کند که مذاکرات دوران اوباما کمتر از آن برخوردار بود.

با این حال، این «چماق» ترامپ است، نه «هویج» دیپلماتیک، که برای کاخ سفید مشکل واقعی ایجاد می‌کند. نیروی اعزام‌شده به منطقه به اندازه‌ای بزرگ است که پیام جدی بودن و تهدید واقعی را منتقل کند، اما احتمالاً آن‌قدر بزرگ نیست که بتواند یک کارزار نظامی چند هفته‌ای را حفظ کند. این امر تغییر رژیم را نامحتمل می‌سازد.

همچنین هیچ مؤلفه زمینی در دارایی‌های آمریکا وجود ندارد و بنابراین برکناری مقامات عالی باید به‌طور معجزه‌آسا از طریق یک قیام مردمی سریع و منسجم، پس از حملات هوایی هدفمند که بیشتر ساختارهای امنیتی حکومت را نابود کند، رخ دهد. این سناریو خیال‌پردازانه است.

مقامات پنتاگون نیز — در قالب درز اطلاعات به رسانه‌ها — نسبت به کمبود مهمات و منابع برای یک کارزار گسترده هشدار داده‌اند. این مسئله، همراه با گزارش‌هایی مبنی بر نیاز ناوهای هواپیمابر آمریکا به تعمیر و سرویس، ترامپ را در صورت صدور دستور حمله‌ای طولانی و مستمر، در موقعیت پرخطری قرار می‌دهد. چنین اقدامی می‌تواند آمریکا را در باتلاقی شبیه عراق گرفتار کند، آن هم در شرایطی که هشدارهای روشنی وجود دارد مبنی بر اینکه نیروهای آمریکایی بدون منابع کافی وارد میدان می‌شوند. این از نظر سیاسی برای هر رئیس‌جمهوری، هرچقدر هم خود را قدرتمند بداند، تقریباً خودکشی سیاسی است.

گزینه‌های نظامی واقع‌بینانه‌تر ترامپ بیشتر به اقداماتی کوتاه‌مدت و هدفمند شباهت دارد — نمایشی ناگهانی از قدرت بازدارنده. اما این نیز خطر راهبردی دارد. استفاده از تنها بخشی از نیروی مستقر ممکن است محدودیت تمایل ترامپ به درگیری را آشکار سازد و اثر بازدارندگی آمریکا در منطقه را تضعیف کند.

حکومت ایران ممکن است به‌راحتی یک یا دو شب حملات هدفمند را تحمل کند، پاسخ‌های محدود و نمادینی مشابه گذشته بدهد و به این نتیجه برسد که لفاظی‌های دولت آمریکا — و حتی ناوگان آن — کاملاً قابل تحمل است.

زمان نیز به سود ترامپ نیست. پنتاگون نمی‌تواند برای ماه‌ها چنین درصد عظیمی از دارایی‌های خود را در حالت آماده‌باش نگه دارد. جنگنده‌های F-35 که بر باندها بی‌حرکت مانده‌اند شاید از موشک‌های یک جنگ داغ کم‌هزینه‌تر باشند، اما همچنان آمادگی آمریکا برای درگیری‌های آینده — درگیری‌هایی که شاید آمریکا خود انتخاب نکند — را به خطر می‌اندازند.

نمایش فوق‌العاده توان نظامی ترامپ ممکن است ایران را از تلافی پس از یک حمله کوتاه آمریکا بازدارد، اما همزمان اهداف بیشتری برای تهران فراهم می‌کند. پس از ویرانی جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل، خطر اصلی این نیست که ارتش تضعیف‌شده ایران آمریکا را در منطقه مغلوب کند، بلکه خطر آن است که یک موشک یا پهپاد از سامانه‌های پدافندی عبور کند و تلفات کافی به آمریکا وارد آورد تا چرخه‌ای از تلافی شکل گیرد. در آن صورت، آمریکا ممکن است خود را در جنگی بیابد که می‌داند انتخابی بوده، در برابر دشمنی که نبردش را وجودی می‌داند.

در نهایت، بدون یک توافق سریع، گزینه‌های نظامی ترامپ هفته‌به‌هفته محدودتر می‌شود. او نه افکار عمومی آمریکا و نه تجهیزات مستقر در منطقه را برای یک تهاجم گسترده و فلج‌کننده آماده نکرده است. یک حمله کوتاه و شدید دیگر نیز احتمالاً برنامه هسته‌ای ایران را برای همیشه از میان نخواهد برد. اما ممکن است محدودیت تمایل ترامپ به جنگ را آشکار کند — شکستی راهبردی که خود او رقم زده، هرچند شاید برای منطقه‌ای که در آستانه تنش قرار دارد، مایه آسودگی باشد.

لینک کوتاه : https://nofeh.ir/?p=14456

ثبت دیدگاه